یکی از منابع درآمد شهرداری ها تغییر کاربری زمین ها می باشد، این مکانیسم یک چرخه معیوب را طی می کند و در نهایت نیز به دو نتیجه منتج می گردد، نخست افزایش درآمد شهرداری و دیگری افزایش قیمت زمین و به تبع آن مسکن!
اما قضیه به این شکل است که شهرداری هر شهری با دست اندازی به زمین های بزرگ آن شهر و اعلام آن ها به عنوان ذخیره آموزشی و ... این زمین ها را از انتفاع خارج می نماید، از آن سو ارگانهایی چون آموزش و پرورش نیز چون همواره با کمبود بودجه مواجه اند، ناتوان از خرید اینگونه زمین ها حتی به قیمتی به مراتب پایین تر از ارزش واقعی شانند و چه بسا روحشان نیز از چنین مساله ای و در نظرگیری چنین زمینی در چنان جایی از شهر بی خبر است، از اینجا تازه کار صاحب زمین و دوندگی او برای بدست آوری دوباره مال خویش آغازیدن می گیرد.
یکی از این موارد برای خانواده ما اتفاق افتاده است، زمینی را چند سال پیش شهرداری با اعلام ذخیره آموزشی از انتفاع خارج نمود، در این میان سیر قانونی بدین شکل است که نخست باید از آموزش و پرورش استعلامی مبنی بر عدم نیاز به آن زمین کذایی کسب نماییم در صورتیکه قادر به چنین کاری نباشم یا به بیان دیگر آن اداره نیاز خود را برای چند سال آینده اعلام دارد صاحب زمین دو راه بیشتر پیش پای خود ندارد، یا از آن زمین تا زمان دلخواه آموزش و پرورش در گذرد و یا با گرفتن وکیل، دعوایی پرهزیه و فرسایشی را آغاز کند، ولی در صورت اعلام عدم نیاز از سوی آن اداره صاحب زمین باید با مراجعه به شهرداری براساس تعرفه اعلام شده نسبت به پرداخت هزینه "تغییر کاربری" اقدام کند، که در این صورت نیز اگر قصد فروش زمین در میان باشد با سرشکن شدن هزینه انجام یافته، به قیمت کل افزوده می شود و اگر قصد ساخت و ساز در آن، در بین باشد باز هم بر قیمت تمام شده افزوده شده و در هر دو صورت به افزایش نرخ زمین و مسکن می انجامد.
ولی قصه به همین جا خاتمه نمی یابد شوربختانه در تمامی ادارات دولتی امروز بدون دریافت رشوه هیچ کاری پیش نمی رود، و برای انجام همین تغییر کابری که ظاهری روتین دارد باید بارها و بارها در رفت و آمد بود و رشوه های آنچنانی پرداخت!
گوشه دیگری از قضیه را بشکافیم، همین زمینی که صحبتش در میان است سالها پیش که گویا بیرون از محدوده شهری قرار داشته مورد هجوم کابل های فشار قوی قرار گرفته و باز هم این بار به نوعی دیگر از ارزشش کاسته گشته و طبق قانون نوشته شده دولتیان زمینی که بیرون از محدوده شهری واقع باشد هیچ نوع خسارتی از این بابت دریافت نمی دارد، اکنون که در پی تفکیک زمین بودیم با مشخص شدن حریم کابل برق فشار قوی که میزان زیادی از زمین را بلعید، یکی از کارکنان اداره برق محترم! با پیشنهاد پنجاه - پنجاه قصد داشته زمین را در محدوده شهری آن زمان گنجانده و کلاهی از این نمد برای خویش ببافد.
ولی از تمامی اینها گذشته دردآورتر از همه اینها نوع برخوردهای سلیقه ای انجام شده در ورودی اداره ها با مراجعان محترم است، منی که از رهگذر ندانم کاری ها و کوته بینی های آقایان و شاید هم به میزا کمتر، خانم ها دچار خسارت شده ام از ورود به استانداری که تنها دلیل مراجعه ام پیگیری اموراتم بوده به دلیل پیراهن آستین کوتاه منع شدم!
پس از این ماجرا با کمی کنجکاوی و پیگیری پی بردم که در دادگستری ها و حتی اداره آموزش و پرورش نیز این قانون فصلی مجری است و چه بسا در دیگر اداره ها نیز در حال اجرا باشد و من بی اطلاع! از نادانانی که این چنین خزعبلاتی را ابلاغ می نمایند این استدعا را دارم که یک خط از دین مبینشان را به اینجانب نشان دهند که حجابی برای مردان تعریف کرده باشد، یک خط نشان دهند که زنان یائسه و غیر مسلمان را ناگزیر از رعایت حجاب نموده باشد، گویا آقایان یا از پیامبرشان مسلمان ترند و یا آیین تازه ای به ارمغان آورده اند.