تبليغاتX
ایرانیان پاک سرشت
سیاسی-اجتماعی

گل، گل چهارشنبه

به حق پنج شنبه

نکبت بِ شه

دولت بَیه

زردی بِ شه      

سرخی بَیه

امشب شب چهارشنبه سوری، از جشن های ملی ما ایرانیان است که با تمامی زیبایی ها و ارزشمندی که در روح و فلسفه این جشن نهفته متاسفانه با سوء برداشت ها و تنگ نظری ها از جایگاه اصلی خویش دور گشته و بسیاری در طی دوران پس از انقلاب سعی در نابودی آن نمودند که خوشبختانه موفق به این کار نشدند اما توانستند آن را از میان تهی و استحاله نمایند.

در دورانی که با راه انداختن مینی بوس ها و وانت هایی در بعد از ظهر چهارشنبه سوری مردم را از انجام این مراسم نهی می نمودند و برگزاری آن را نشانی از آتش پرستی تبلیغ می کردند و با روشن کردن هر نوع آتشی مبارزه می کردند، از آنجایی که برگزارکنندگان اصلی این چنین جشن های خیابانی عموما" جوان ها هستند، راههای جایگزینی را برای خالی کردن انرژی و هیجان خویش یافتند و از انواع ترقه ها و مواد آتش زا استفاده کردند و پس از مدتی کلا" این مواد جایگزین کوپه های آتش و پریدن از آن گشت و میادین اصلی شهرها شبیه به میادین جنگی با انواع و اقسام صداهای مهیب شد، تا جایی که کار را به آنجا رساندند که مسئولان شورای شهر تهران در دوره دوم اعلام کردند برای برگزاری این جشن ملی قصد انتخاب نقاط خاصی از تهران را دارند تا مردم با فراخ بال در آنجا بتوانند مراسم آتش بازی و پریدن از روی آن را انجام دهند.

کسی نیست امروز از آنها بپرسد که چرا از ابتدا با این آیین زیبای ملی به مبارزه برخواستید تا امروز این چنین در منجلاب خودساخته گرفتار آیید!؟ آیا هیچ کشور و ملتی را سراغ دارید که تا بدین پایه به پیکار میراث فرهنگی خویش رفته باشد یا برود؟ چرا سازمان میراث فرهنگی که متولی پاسداشت و حفظ میراث کهن این سرزمین است مهر سکوت بر دهان زده و هیچ گونه اظهار نظری در این رابطه انجام نمی دهد!؟ با چه ابزاری قرار است آقایان به جنگ به اصطلاح تهاجم فرهنگی غرب بروند!؟ چرا روح این آیین کهن و ارزشمند را برای نسل های حاضر بیان نمی کنیم تا همگان با شناختی درست از آن کوشش خویش را در جهت حفظ و اشاعه صحیح آن به کار گیرند؟ آیا آیینی به زیبایی و رسایی این آیین در جهت بیان همبستگی ملی ایرانیان و عشق و شورشان به فرهنگ کهن خویش سراغ دارید؟ در کدامین مراسم این چنین گردهمایی بزرگی از همه اقوام ایرانی (حتی در خارج از کشور) ایجاد می شود که در طی آن همه در کنار یکدیگر قرار می گیرند و به صورت دسته جمعی به شادی و خوشی می پردازند؟

ما همگی امشب با پریدن از روی آتش و زمزمه این ترانه زیبا:  "زردی من از تو، سرخی تو از من" و "غم برو، شادی بیا، محنت برو، روزی بیا" این آیین ملی و میهنی را گرامی خواهیم داشت.

+ نوشته شده در  85/12/29ساعت 15:8  توسط شیرویه  | 

امروز 29 اسفند یادآور یک رستاخیز بزرگ ملی و ایستادگی در برابر پیر استعمار که معتقد بود آفتاب در سرزمینش غروب نمی کند است.

ملت ایران به رهبری دکتر مصدق و با همرای یارانش توانستند ثروت ملی خویش را که از ابتدای کشفش در مسجد سلیمان تا آن تاریخ به یغما می رفت ملی نموده و از زیر سلطه بیگانگان خارج نمایند.

برای درک عمق فاجعه فکر می کنم عنوان همین مطلب کفایت کند که درآمد دولت انگلستان از مالیاتی که از شرکت نفت انگلیس – ایران دریافت می کرد بیش از درآمد دولت ایران از محل فروش این ثروت ملی به شرکت نفت بوده! و ایرانیان نه تنها هیچ سمت مدیریتی در این شرکت نداشتند بلکه حتی از حسابرسی دفاتر شرکت توسط آنان ممانعت به عمل می آمده است.

به نظر می رسد امروز که بیش از نیم سده از ملی شدن صنعت نفت می گذرد زمان آن رسیده باشد که بدور از حب و بغض ها و تنها برای روشن شدن مطالب و مقاصد پژوهشی به مطالعه و تحقیق از این برهه افتخارآفرین از تاریخ ملی خویش بنشینیم چرا که اگر تنها لحظه ای درنگ نماییم به عظمت کاری که در آن زمان انجام شده پی خواهیم برد و شایسته نیست این چنین بی تفاوت از کنارش گذر کنیم.

یاد دکتر مصدق و یاران و شهیدان این راه گرامی باد.
+ نوشته شده در  85/12/29ساعت 6:7  توسط شیرویه  | 

آری سرانجام آقای شهرام جزایری بازداشت شد.

هرچند از ابتدای پرونده ایشان که در سال 80 آغاز شده بود و سر و صدای زیادی به مناسبت سن و سال کم ایشان ایجاد کرده بود آگاهی نیافتم و در انتها نیز مجرمیت یا عدم مجرمیتش بر من روشن نشد اما این ماجرای آخر پرونده اش برایم بسیار جالب شده بود.

از چگونگی فرار ایشان نیز قصد دارم بگذرم زیرا هدف این نوشته ام این موضوع نیز نمی باشد، نوع اطلاع رسانی دولت و دستگاههای درگیر بیش از دیگر بخش های پرونده نظرم را به سوی خود جلب نموده، در هنگام فرار هر کسی گویا بدون هماهنگی صحبت میکرد، اما از دیروز و پس از دستگیری تمامی افراد درگیر قضیه اظهار بی اطلاعی و یا کم اطلاعی میکردند و بیان جزئیات یا کلا" تایید و تکذیب را به موقعی دیگر واگذار می کردند و این می رساند که قصد نوعی هماهنگی در اعلام موضعی واحد در میان بوده به طوری که تمامی موفقیت در بازداشت جزایری را به پیگیری ها و موفقیت بی چون و چرای سربازان گمنام امام زمان نسبت دادند و به نوعی می توان گفت قصد تقویت این بخش پس از مدت ها کوبیدنش در دوران دولت گذشته را دارند.

البته باید در نظر داشت در این صورت به اخبار منتشره نباید چندان خوشبینانه نگریست.

+ نوشته شده در  85/12/28ساعت 21:38  توسط شیرویه  | 

دیروز بود به دیدن فیلم "اخراجی ها" ساخته آقای ده نمکی رفته بودم، فیلم جالبی بود دیدنش خالی از لطف نیست، پیش از هر چیز باید خوشحال بود از سیری که آقای ده نمکی در این چند ساله طی کردند.

از عضو ساده و گوش به فرمان بسیج و انصار حزب الله به یک روزنامه نگار تغییر چهره دادند و پس از اینکه روزنامه های ایشان یک به یک به تیغ بی دریغ توقیف دچار شدند، به سمت فیلم سازی رو آوردند و این چنین راهی را برای بیان نظرات و دیدگاه های خویش انتخاب نمودند که تا همین جای کار نیز در خور ستایش است و باید با حمایت و تشویق و نقد عالمانه و به دور از غرض آثار این گونه افراد این چنین راهی را تشویق و حمایت کنیم تا رقابت ها و طرح دیدگاهها در فضای عمومی و به دور از هرگونه خشونتی شکل گیرند.

اما اصل فیلم دیالوگی به شدت غیرمنتظره دارد به طوری که فکر می کنم شاید اگر شخص دیگری به جز آقای ده نمکی نویسنده و کارگردان این فیلم می بودند نمی توانست مجوز لازم جهت نمایش را دریافت دارد و در صورت چنین امکانی حتما" به سرنوشت فیلم "مارمولک" دچار می گشت.

همانطوری که می دانید امروز روز وفات پیامبر و حسن بن علی است، به همین مناسبت آخرین سانسی که سینما به نمایش این فیلم اختصاص داده بود ساعت 3 تا 5 عصر بوده، جای سوال باقی است که مگر در آن مکان قرار است چه خلاف شرعی صورت گیرد که به مناسبت اینکه 1400 سال پیش اتفاقی رخ داده تمامی سینماهای مملکت به آن دلیل بسته باید باشند!؟

در حالیکه تمامی روزنه های تنفس جامعه ایرانی را میبندند باید هم شاهد این چنین وضعیتی در خیابان ها و گوشه و کنار شهر باشند، حتی فیلم هایی که با هزار زور و زحمت و از میان فیلترهای گوناگونی گذشته اند و سپس مجوز ساخت و نمایش یافته اند تحمل نمی گردند بهترین موقعیت و فضا برای جولان فیلم های پورنوگرافی سینمای هالیوود فراهم میگردد. مسئولان زمانی به خود خواهند آمد که بسیار دیر شده و دیگر نه کسی به سینمای ملی اقبالی نشان می دهد و نه نایی برای این سینمای خسته باقی مانده است.
+ نوشته شده در  85/12/27ساعت 8:23  توسط شیرویه  | 

کار دولت به جایی رسیده که در گوشه کنار شهر جایگاههایی برای عرضه سیب و پرتقال به قیمت دولتی دایر کرده اند! چرا دولت تا به این پایه از وظایف اصلی خودش دور شده و برای تنظیم حتی بازار میوه مردم وادار به دخالت مسقیم شده است؟ براستی آیا این به معنی اوج فاجعه و ناتوانی دولتمردان ایرانی در اداره درست و منطقی اقتصاد نیست؟ آیا نمی توان با سیاست گذاری مناسب و به جا راهی آبرومندانه تر انتخاب نمود؟ روزنامه خراسان مدتی پیش خبر داده بود آموزش و پرورش منطقه هشت تهران اقدام به عرضه قسطی ده کیلو سیب و پانزده کیلو پرتقال بین معلمان آن منطقه نموده است!؟ تصور فرمایید این چنین خبری در سطح رسانه های جهانی پژواک یابد، آنها در مورد وضعیت اجتماعی در ایران چه فکری خواهند نمود؟

آن همه وعده های عدالت طلبانه، اینگونه قرار بوده به کرسی نشانده شود؟ همگی می دانیم باغداران و کشاورزان از قیمت نهایی محصول خویش کمتر از یک را نصیب می برند و باز هم این وسط سود کلان را دلالان و واسطه گران که از عمده حامیان دولت فعلیند به جیب می زنند. آیا با چنین وضعیتی و بدون تغییر بنیادین فرهنگ اجتماعی و رویکرد به کار و تولید و مقدس دانستن آن آیا راهی به سعادت خواهیم یافت؟ آیا چاره کار واردات میوه های گران قیمت از خارج (آنطور که در شب یلدا شاهد بودیم) و یا دست گذاشتن دولت در کوچکترین امور اقتصادی (فروش میوه به قیمت دولتی در شب عید نوروز) است؟ چرا این چنین به ملت ایران توهین روا داشته می شود و همگان بدون درنظر گرفتن این خط سیر تنها به هدف نگاه می کنند و چشم از این رذیلت ها فرو می بندند؟

چگونه است که کشورهای دیگر با آغوش باز حتی از کارشناسان دیگر کشورها برای بهبود وضعیت کشور خویش مدد می جویند ولی در ایران بزرگترین سرمایه های انسانی با کمترین بهانه ای و تنها از روس سلایق سیاسی کنار گذاشته و به گوشه انزوا فرستاده می شوند؟

ما ایرانیان امروز هیچ نیازی به پیشرفت و ترقی سریع نداریم در ابتدا باید فرهنگ خودمان را بسازیم تا رواداری و مدارا را بیاموزیم، آنگاه سرعتر و بهتر راه پیشرفت را خواهیم پیمود.
+ نوشته شده در  85/12/26ساعت 22:2  توسط شیرویه  | 

اگر خوشبینانه داوری نماییم و مسائل مطرح شده توسط مسئولان را از ابتدا فریب و دروغ نپنداریم، سرانجام بار دیگر نادرست بودن محاسبات حاکمان ایران بر همگان روشن خواهد شد چرا که روسیه آن شریک نامطمئن و طماع که همواره دلسوزان نسبت بدان هشدار می دادند و بیان می کردند که ایران را همچون برگی برنده در دست دارد و به باج خواهی دو طرفه از غرب و ایران مشغول است در این وانفسا ما را تنها گذاشت و به احتمال زیاد پس از تحمیل این همه هزینه بر کشور کارشناسان خود را از نیروگاه بوشهر خارج خواهد نمود.

نمی دانم چرا مسئولان امر در انتخاب یک شریک استراتژیک این چنین به بیراهه رفتند!؟ کشوری که هیچ سابقه خوشی در اذهان ایرانیان ندارد و همواره چشم طمع به آب و خاک ایران داشته و از هیچ فرصتی برای دست اندازی به خاکمان دریغ ننموده اعتماد نمودند!؟

اگر شما جریانات هسته ای ایران را در دو سه سال اخیر پیگیری می نمودید حتما" به این جمله معروف و تاسف انگیز در روزنامه ها بر می خوردید که مسئولان روسی اتمام پروژه نیروگاه بوشهر را به امضای قرارداد جدیدی در رابطه با ساخت نیروگاهی دیگر موکول نموده بودند. این نیز نمونه ای دیگر از دندان تیز روسها و عدم پایبندیشان به اصول اولیه اخلاق در عالم سیاست است.

مسئولان ما با هزینه های فراوان و منت و خواهش بسیار در پی فن آوری فرسوده و عقب مانده روسها رفتند در حالیکه با هزینه ای کمی بیشتر یا شاید با همان هزینه (از نظر قیمت تمام شده در ساخت نیروگاه) در صورت داشتن روابطی درست و منطقی با جهان خارج می توانستند بسیار زودتر از این و با هزینه های مادی (نبود تحریم و کارشکنی و سفرهایی جهت رایزنی و ...) و معنوی کمتر به این تکنولوژی دست یابند.

در جهان امروز ما هیچ شریک مطمئن و قابل اتکایی جز یکی دو کشور دست چندم جهانی که بیش از اینکه ما بدان ها محتاج باشیم آنها به ما محتاجند نداریم و آنها نیز کشورهایی جز ونزوئلا و سوریه نیستند که با پایگاههای لرزان داخلی هر لحظه امکان تغییر جهتشان به سوی غرب وجود دارد.

شاید به جرات بتوان گفت هیچ کشوری به اندازه روسیه و به ویژه انگلستان به میهنمان آسیب وارد نساخته اما امروز مسئولان ما بدون کمترین مشکلی با آنها فالوده می خوردند و در هنگام انتخابات ریاست جمهوری با آنها به رایزنی می پردازند (آقای جواد لاریجانی در هنگام ریاست جمهوری هفتم)، اما کشوری همچون امریکا با این وزنه سنگین جهانی که تنها خطا و اشتباهش دست داشتن در کودتای 28 مرداد 32 که بیش از 50 سال از وقوع آن می گذرد بوده تبدیل به شیطانی مجسم گشته و تا نابودی میهن عزیزمان قصد دست شستن از این دشمنی را نداریم.

آیا تا کنون اندیشیده اید که در صورت تحریم های همه جانبه از سوی غرب و شورای امنیت تنها و تنها به دلیل غنی سازی اورانیوم، ما بدون داشتن نیروگاه اتمی و عدم توانایی در ساخت آن این سوخت تولیدی را در کجا می خواهیم به مصرف برسانیم؟ یا حتی آیا آگاهید که ایران فاقد معادن اورانیوم است و آنچه دارد نیز از غنای لازم برخوردار نیست؟

این چنین شتابان و ترمز بریده به کجا می رویم!؟

+ نوشته شده در  85/12/26ساعت 8:54  توسط شیرویه  | 

گویا آقای احمدی نژاد قصد سفر به نیویورک جهت شرکت در جلسه شورای امنیت در روز رای گیری قطعنامه علیه فعالیت های هسته ای ایران را دارند، نمی دانم در حالیکه در این مدت هیچ گونه تماس و ارتباط موثری از سوی مسئولان و کارشناسان امر با کشورهای درگیر این قضیه در شورای امنیت صورت نگرفته و هیچ گونه چشم انداز روشنی برای عدم تصویب این قطعنامه در شورای امنیت وجود ندارد این سفر و در این سطح چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا جز هزینه کردن از آبرو و جایگاه ریاست جمهوری ایران (فارغ از اینکه چه کسی بر این مسند تکیه زده باشد) چیز دیگری عاید کشور خواهد کرد؟ آیا جناب احمدی نژاد را توهم در جایگاه مصدق قرار گرفتن برداشته است؟ آن مرد جاوید تاریخ مبارزات ملی ایران با استعمار و استبداد با دست پر راهی شورای امنیت شد و حتی اسنادی از انتخاباتی رسوا که منجر به قرارداد نفتی شده بود با خویشتن بدان شورا برده بود، این جناب چه تحفه ای برای آن مجلس دارند؟ ما با شناختی که از ایشان داریم باید خاضعانه به درگاه خداوند پناه بریم که ایشان از خیر این سفر درگذرند و گرنه به جز بر باد دادن تتمه آبروی ایرانیان و خراب تر نمودن کارها، کاری از پیش نخواهند برد و مایه سرافکندگی ایران و ایرانی خواهند شد. 

+ نوشته شده در  85/12/25ساعت 15:59  توسط شیرویه  | 

سومین هتل صخره ای جهان در روستای کندوان استان آذربایجان شرقی که امکاناتی معادل یک هتل پنج ستاره دارد مورد بهره برداری قرار گرفت. خوب جای خوشحالی است که از امکانات موجود در جهت بهینه ای استفاده می شود. ما هم امیدواریم در حالیکه چنین هزینه هایی را متقبل می شویم از آن سو بتوانیم با جذب گردشگر خارجی از این مزیت ها استفاده کنیم وگرنه کشورهای دیگر نیز با اقدام به ساخت اینگونه هتل ها این مزیت ها را نیز از ما خواهند گرفت.

خبر دیگر مربوط به ورود واگن هایی با قابلیت حمل اتومبیل به ناوگان ریلی کشور است. این اقدام نیز درخور تحسین است، چرا که به ویژه در فصل های سفر، می توان به صورت قابل ملاحظه ای از بار ترافیکی جاده ها کاست و بدین ترتیب صرفه جویی بسیاری در هزینه ها از جمله مصرف سوخت، استهلاک خودرو و ... داست و از سوی دیگر امنیت حمل و نقل نیز به شدت افزوده میگردد، و مسافر پس از رسیدن به مقصد میتواند از اتومبیل خویش استفاده کند.

امیدواریم اینگونه اقدامات افزون گردد.  

+ نوشته شده در  85/12/25ساعت 9:4  توسط شیرویه  | 

دوستان سلام

یکبار قبلا" هم در مورد برنامه "مردم ایران سلام" با شما صحبت کرده بودم، برنامه ای سات جالب که واقعا" به دیدنش می ارزد، در این برنامه مجریان با اینکه بسیار مودبانه با مخاطبان صحبت می کنند، نه تنها هیچ گونه حالت خشک و رسمی ندارد بلکه نوعی صمیمیت نیز در آن مشاهده می شود و تا حدود زیادی می توان آنها را از جنس خود یافت، در نهایت در این زمان 5/2 پخش برنامه هرکس به فراخور سلیقه (اگر تمام برنامه را نپسندد) قسمت باب میل خویش را خواهد یافت.

پیشتر در مورد احساسات کم و بیش ناسیونالیستی در این برنامه یاد کرده کرده بودم، امروز نمونه دیگری از آن به منصه ظهور رسید، چرا که برای نخستین بار اولین سرود ملی ایران که شعر آن از مرحوم ملک الشعرای بهار بوده از سیمای جمهوری اسلامی ایران توسط این برنامه امروز صبح ساعت 5/8 بامداد پخش شد، سرودی است بسیار زیبا که اگر از سرود جاویدان "ایران مرز پرگهر" بالاتر نباشد هم پایه آن است و مو بر تن ایرانی سیخ می کند.

خواهشی دارم از دوستان و آن اینکه اگر شعر این سرود را در اختیار دارند یا بدست آوردند حتما" برای من بفرستند زیرا صدای تصاویر امروز واضح نبود و من نتوانستم متن آن را یادداشت کنم.

حتما" پیگیر شوید تا دوباره این سرود را پخش نمایند.
+ نوشته شده در  85/12/24ساعت 13:38  توسط شیرویه  | 

جای بسی خوشحالی است که یکبار دیگر ایرانیان در پی ساخت فیلمی توهین آمیز نسبت به ملیت ایرانی از خود واکنش نشان دادند و همبستگی خود را در محکوم کردن چنین فیلمی ابراز کردند، من نیز به نوبه خود زیر نامه ای که گویا برای وزارت خارجه فرستاده می شد را امضا کردم و چند خطی هم توضیحاتی اضافه کردم.

پیش از این قضیه هرگاه موضوعی مربوط به مسائل مذهبی می شده و افرادی بدون اطلاع از چند و چون ماجرا و فقط بنا به دعوت عده ای دیگر راهی خیابان ها می شدند و تظاهرات میکردند در دل آنها را مذمت می کردم که چرا وقتی از موضوعی مطلع نیستند و آن را با عقل و منطق خویش نسنجیده اند، با این آب و تاب به محکومیت آن برخاسته اند اما این بار خود چنین کردم، اما صحیح تر این بود که کسانی که دعوت به این محکومیت می کنند در ابتدا توضیحاتی از صحنه های خلاف واقع ارائه می کردند و پس از آن از خواننده می خواستند درصورتی که موافق این برداشت از فیلم است یعنی اگر فیلم را برخلاف واقعیت و توهین آمیز نسبت به ملیت ایرانی خود می داند آن را محکوم کند و از وزارت خارجه هم مصرا" همین واکنش را بخواهد.

از این مقدمه بگذریم اما اصل مطلب: چرا ما انتظار داریم دیگران از حق و حقوق ما دفاع نمایند؟ آیا وقتی ما برای گذشته تاریخی خویش احترام و اهمیتی قائل نیستیم این انتظار بجایی است که از دیگران بخواهیم چنین کنند؟ در حالیکه ما مشغول ساختن فیلم های امام علی، امام رضا، و مسافر ری که اگر اشتباه نکنم برای امامزاده ای به نام عبدالعظیم است می سازیم چه توقع بیجایی داریم؟ آیا جز این است که تاریخ گذشته ما از زمان هخامنشیان و بعد از ایشان توسط دیگران نوشته شده است حتی اگر آلوده به غرض ورزی باشد؟ آیا ملتی به بی تفاوتی ما (مودبانه ترین واژه برای توصیف رفتار ما) نسبت به گذشته و آینده و ملیت خویش در این جهان وجود دارد؟ ما حتی نمی توانیم از داشته هایمان دفاع کنیم. نمونه روشن و واضح آن مربوط به ماجرای "خلیج فارس" است، رئیس یک کشور کوچک عربی (قطر) که هنوز عمر استقلال کشورش به نیم سده نمی رسد در خاک پاک ایران و در مقابل رئیس جمهور ایران از خلیج عربی می گوید و پاسخ شایسته ای دریافت نمی دارد، به جای آن تمام بزرگراهای و شریان های اصلی کشور به نام خلیج فارس نامگذاری شده است!!! آیا این چنین نامگذاری درست است؟ آخر مگر می شود تمام جاده ها و اتوبان های یک کشور یک نام داشته باشند؟ پس وجه ممیزه آنها برای رساندن مقصود و وجه تمایزشان چه می شود؟ چگونه باید مشخص کرد که بر فرض جاده تهران – قم منظور است یا مثلا" اصفهان – شیراز!؟ با تمام این موارد و سنگ اندازی های کشور کوچک امارات باز هم تمامی بازیهای تدارکاتی تیم ملی و دیگر تیم های باشگاهی  ایران در این کشور انجام می شود، پروازهای خارجی تیم ها در دومرحله، یعنی با توقفی مثلا" یک ساعته در آنجا و سپس رفتن به مقصد در این کشور صورت می گیرد.

چه جای گله و اعتراض دارد؟ ما چه کاری برای شناساندن و دفاع از ملیت خویش کرده ایم؟ آقایان قصد مقابله با موهومی به نام تهاجم فرهنگی دارند؟ با کدامین سلاح می خواهند به این جنگ روند؟ با بستن درهای مملکت خویش؟ یا مبارزه با داشته های فرهنگی خویش؟ آیا غیر از این است که تا همین چند سال پیش با روشن کردن آتش در کوچه ها و خیابان ها در چهارشنبه سوری مقابله می کردند و محصول آن انواع  ترقه ها و دیگر وسایل مولد صداهای ناهنجار شد؟ و همین امروز هم به جای کاربرد واژه چهارشنبه سوری از واژه چهارشنبه آخر سال استفاده می شود، قصد برداشتن تعطیلی سیزده به در را دارند و صدایی از کسی در نمی آید!!!  

این است ملی گرایی ما ایرانیان!

+ نوشته شده در  85/12/24ساعت 8:35  توسط شیرویه  | 

امروز روزنامه همشهری تیتر اول خود را به خبر "همگانی شدن بیمه خدمات درمانی" اختصاص داده بود. این خبری خوشحال کننده برای تک تک ایرانی هاست که از این به بعد دیگر دغدغه هزینه های درمانی خویش را نداشته باشند و همچون مردم بسیاری دیگر از کشورها در صورت بروز بیماری برایشان بدون کمترین نگرانی در بیمارستان ها بستری شوند.

ولی از آنجا که چنین خبر مهمی چندان انعکاسی در رسانه ها نداشت مرا مشکوک کرده بود و در لابلای صفحه های روزنامه به دنبال خبر تکمیلی آن گشتم، اما متاسفانه چیز قابل ذکری دستگیرم نشد. امیدوارم در هر صورت روزی کابوس شوم هزینه های سرسام آور بیمارستانی از ذهن بیماران ایرانی هم بیرون شود و با زیر پوشش قرار گرفتن همه ایرانیان در بیمه همگانی،تمامی آنها به صورت رایگان از خدمات درمانی استفاده کنند.
+ نوشته شده در  85/12/23ساعت 13:3  توسط شیرویه  | 

متاسفانه نمایندگان مجلس آنطور که در خبرها آمده است قصد بازنگری در مصوبه خویش در رابطه با قیمت سوخت در سال آینده را دارند. البته با توجه به اینکه اینان نمایندگان واقعی ملت ایران در یک انتخابات آزاد نبوده اند، بلکه در یک انتخابات رسوا به صندلی نمایندگی مجلس تکیه زده اند این نوع حرکت ها از ایشان نباید خیلی غیر منتظره به نظر آید، زیرا آنها بیش از آنکه به فکر منافع ملی ایران باشند، دغدغه منافع شخصی و گروهی خود را دارند و چند صباحی بیشتر ماندن در قدرت را به قیمت از دست رفتن منافع ملی ایرانیان جستجو می کنند. در حالیکه انتظار هر ایرانی وطن پرستی از مسئولان فعلی اندیشیدن چاره ای مناسب برای وضع ناهنجار مصرف انرژی در کشور است.

همگان اذعان دارند که یکی از موثرترین راههای کاهش مصرف هر کالا و خدماتی در جامعه افزایش یکباره قیمت و گرانی آن کالا و خدمات است، شما این انگاره را در نظر آورید که اگر هم اکنون قیمت سوخت در ایران از لیتری 80 تومان به یکباره به قیمتی حدود 500 تومان رسد، در این حالت چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

افراد کارمند و قشر آسیب پذیر جامعه که توان پرداخت چنین نرخی را ندارند کوشش در جهت کاهش استفاده از وسیله شخصی خود و پیدا نمودن جایگزینی برای سفرهای درون شهری و گاه برون شهری می نمایند و افرادی نیز که از راه مسافرکشی توسط اتومبیل شخصی امرار معاش می کنند و یا به عنوان شغل دوم از آن بهره می برند ناچار باید تن به درخواست های مکرر سازمان تاکسیرانی که بسیار آنها را دعوت به زیر پوشش قرار گرفتن می نمود، دهند، در این حالت با ارائه یارانه های هدفمند و کانالیزه به تاکسی داران تا حدود زیادی می توان از بار مشکلات کاست، و با خالی شدن خیابان ها از اتومبیل های شخصی فضا برای افزایش ناوگان عمومی به شدت باز می گردد.

البته اینجانب کاملا" به معضلات و نا هماهنگی هایی که در ابتدای این طرح ایجاد خواهد شد آگاهم اما چاره ای جز رفتن به این سو نداریم و با برنامه ریزی دقیق می توان از بروز رخدادهای ناگوار در جریان این گذار کاست و در مدتی حداکثر یک ساله به شرایط مطلوب و پایدار رسید.

شما اگر ضمن سفرهای درون شهری خویش به اتومبیل های شخصی دقیق شوید متوجه خواهید شد که شاید به جرات بتوان گفت بالای 70% از اتومبیل ها تک سرنشین و یا حداکثر دو سرنشین هستند، آیا اتلاف سرمایه ای از این بالاتر امکان پذیر است؟ چرا باید سرمایه های تجدید ناپذیر خویش را با بهایی گزاف فراهم نماییم و این چنین به ثمن بخس نابود کنیم؟ بر اساس آمارهای جهانی اگر تولید نفت در ایران افزایش نیابد یعنی سرمایه گذاری های لازم در بخش های نفت و گاز کشور صورت نگیرد و به همین منوال مصرف انرژی ادامه یابد، در طی ده سال آینده تمامی نفت تولیدی در ایران در داخل کشور مصرف خواهد شد و سوختی جهت صادرات نخواهیم داشت.

در اینجا نکته ای را اضافه نمایم و آن اینکه کاملا واکنش افراد متول و بازاری که بر قسمت عمده ای از اقتصاد کشور چنبره زده اند را در نظر دارم. اینان با افزایش قیمت کالاها و خدمات خویش سعی در کاهش ضرر و جبران آن خواهند نمود و باعث افزایش عمومی قیمت ها خواهند شد، اما افرادی که در تامین حداقل معاش خویش با مشکل مواجه اند، کوشش در جهت برنامه ریزی دقیق برای کاهش هزینه های خویش خواهد داشت و منابع محدود خود را به نحو بهینه تری اختصاص خواهند داد و به ضروریات بیشتر خواهند پرداخت و از هزینه های اضافی و غیر ضروری خواهند زد و این چنین از شدت تورم کاسته خواهد شد، اما در مقابل افزایش های اندک در بهای کالا و خدمات دولتی باعث آمادگی اذهان جامعه برای قبول تورم خواهد شد و همگی خود را برای خرید کالا ها و خدمات به نرخ های جدید آماده خواهند نمود و هیچ گونه کاهشی در مصرف را شاهد نخواهیم بود.

شما اگر سری به ادارت دولتی و یا حتی خانه های شخصی افراد در ایران بزنید متوجه شدت و حدت هدر رفت انرژی در این مکان ها خواهید شد که دلیلی جز ارزانی بیش از حد این کالای گران بها ندارد، در ادارت و یا خانه ها به عنوان نمونه در زمستان افراد با پوششی اندک در آنجا حاضرند و منابع گرمازا را تا حداکثر توان مورد استفاده قرار می دهند و درصورت احساس نامطلوب گرما، به جای اینکه مقداری از گرمای آن منابع بکاهند، درها و پنجره ها را می گشایند.

به نظر شما آیا تنها آموزش برای کاستن مصرف کفایت می کند؟ آگاهی بخشی به چنین افرادی کفایت می کند؟ آیا اهرمی بهتر از قیمت گذاری مناسب برای واداشتن چنین افرادی به کاهش مصرف وجود دارد؟ در صورت افزایش قیمت ها این افراد حاضرند با پالتو و لباس پشمی در خانه بنشینند اما بخاری منزل را روشن نکنند!!! امروزه اگر کسی برای نمونه لامپ اتاق خویش را خاموش کند یا به دلیل خساست چنین کاری انجام داده و یا بدلیل احترام به حقوق دیگران. اما عموما" برداشت افراد دیگر از چنین کسی خساست وی است و این نگاه باعث می گردد فرد مورد بحث برای دوری از اتهام از خیر چنین عملی حتی با نیت خیر نیز بگذرد ولی در صورت هزینه بالای برق در کشور همگی به اجبار صرفه جو خواهند بود.

عده ای در مجلس دم از مردم و مردم گرایی می زنند در حالیکه عملکردشان کاملا" مغایر با این شعارشان است. آیا فروش کالایی چون اتومبیل به قیمتی بسیار بالاتر از قیمت تمام شده آن و گسترش این صنعت (تنها از لحاظ کمیت) از پول مردم، مردم گرایی است؟ چرا مدعیان مردم گرایی تا به امروز نسبت به روشن سازی قیمت واقعی اتومبیل ساخت داخل در ایران اقدام ننموده اند؟!

نمونه ها فراوان است، مورد دیگر مربوط به نرخ بالای مکالمه های تلفن همراه و چند نرخی بودن آن در جاهای گوناگون کشور است. چه اجحافی بالاتر از این ها به مردم؟

چه ایرادی دارد اگر رئیس جمهور ایران نیز همچون روسای دیگر کشورها هنگامی که بحرانی ملی گریبان کشور را می گیرد، بر صفحه تلویزیون ظاهر گردد و صادقانه مشکلات را بازگو کند و با گرو گذاردن آبرو و اعتبار خویش از ملت خواستار همیاری و همکاری برای گذر از آن بحران شود؟

آیا به نظر شما ملت بزرگ ایران با وی همراهی نخواهند نمود؟    
+ نوشته شده در  85/12/22ساعت 18:52  توسط شیرویه  | 

سوار سرویس دانشگاه بودم که از رادیوی ماشین شنیدم جایگاههای سوخت گیری استان خوزستان برای عرضه سوخت به ماشین های سنگین مطالبه 1500 تا 2000 تومان انعام می کنند. در این بین خبرنگاران رادیو موضوع را پیگیری کرده بودند و مصاحبه یکی از رانندگان  را پخش نمودند که ضمن تایید این خبر اعلام می نمود در شهرهای اهواز، ماهشهر و امیدیه بدون گرفتن این انعام سوخت گیری انجام نمی شود.در ادامه مصاحبه ای نیز با معاون استانداری انجام شد که ایشان ضمن تکذیب خبر، اعلام کرد با پیگیری عواملشان مشخص شده که چنین خبری صحت ندارد، باز هم خبرنگاران پافشاری نمودند و با گشت بصورت غیر محسوس در پمپ های بنزین متوجه صحت خبر شدند.

حالا به نظر شما دلیل تکذیب خبر از سوی مقامات رسمی استانداری خوزستان چه چیزی بوده است؟

چطور از مساله ای که حدود دو ماه بوده به صورت غیر قانونی در استان در حال انجام بوده خبری حاصل ننموده بودند و یا در صورت اطلاع چرا اقدامی صورت نگرفته بوده؟ و سرانجام نیز یا از موضوع خبر نداشته اند و یا به دروغ دست به تکذیب آن زدند!
+ نوشته شده در  85/12/22ساعت 0:43  توسط شیرویه  | 

برنامه ای زیر نام "مردم ایران سلام" هر روز صبح به جز روزهای تعطیل از شبکه دوم سیما از ساعت شش و نیم تا نه بامداد پخش می شود، به دوستان پیشنهاد می کنم در صورتی که موقعیت دارند این برنامه را از دست ندهند.

اما غرض از این نوشته:

این برنامه به صورتی کم و بیش رگه هایی از ناسیونالیست ایرانی را در خودش بروز می دهد که جای بسی خوشحالی و تقدیر دارد اما بد نیست به گوشه از این برنامه هم اشاره کنم. مدتی پیش مسابقه ای مطرح کردند و برای جایزه آن سفر به مشهد را در نظر گرفتند. نمی دانم چه اشکالی دارد به عنوان نمونه شهرهای شیراز (تخت جمشید)، یزد (باروهای زیبای آن شهر)، خوزستان (آب و هوای فوق العاده بهاری) و ... را به عنوان جایزه به جای محل های تکراری چون مشهد و قم قرار دهند؟

آیا اینها هم نباید جزئی از مطالبات و خواسته های ملت گرامی ایران گردد؟
+ نوشته شده در  85/12/20ساعت 20:53  توسط شیرویه  | 

من هنوز نتوانستم برای خودم مسئله اربعین (چهلم) امام حسین را حل نمایم! چطور برای کسی که 1400 سال پیش حتی بدلایل شرافتمندانه کشته شده، امروزه مراسم چهلم برگزار می شود؟ و به این مناسبت سراسر یک کشور تعطیل و دسته های سوگواری و سر و سینه زنی به راه انداخته می شود؟

امام حسین چون نمی خواسته کاری بر خلاف اعتقادات خویش انجام دهد مردانه مبارزه کرد و جان خویش را بر سر آرمان ها و باورهای خویش فدا نمود و از این بابت در خور ستایش و تجلیل است آیا لزومی به سوگواری جهت این تجلیل وجود دارد یا اینکه شیعیان و پیروان وی از این بابت باید سربلند و شادمان باشند؟

کسی اگر نظر ویژه ای دارد خوشحال می شوم مرا روشن نماید.

+ نوشته شده در  85/12/19ساعت 22:35  توسط شیرویه  | 

اصل 80 قانون اساسی جمهوری اسلامی:

گرفتن‏ و دادن‏ وام‏ يا كمكهاي‏ بدون‏ عوض‏ داخلي‏ و خارجي‏ از طرف‏ دولت‏ بايد با تصويب‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ باشد.

چند روز پیش بود که باز هم شاهد سفر آقای خالد مشعل به ایران بودیم و دیدار ایشان با مقامات عالیه مملکتی. همانطوری که همگی می دانیم سفر ایشان به ایران نه هیچ کمکی به حل و فصل مساله فسلطین می نماید و نه ایشان کلا" برای چنین امری به ایران مسافرت کردند بلکه بیش و پیش از هر چیزی تنها برای گرفتن کمکهای دوره ای ایران این سفر ترتیب داده شد زیرا که در غیاب کمکهای بین المللی که از زمان روی کار آمدن دولت حماس روی داده تنها دولت ایران بوده که هر بار سخاوتمندانه ارقامی که تنها یک نمونه آن 250 میلیون دلار است به این دولت اختصاص داده است.

اما بد نیست لحظه ای به زیر پا نهادن قانون اساسی توسط حاکمیت ایران توجه شود که چگونه بدون توجه به خواست ملت و بدون در نظر گرفتن نظرات نمایندگان ملت دارائی های ایرانیان را به ثمن بخس به حراج می گذارند!

+ نوشته شده در  85/12/19ساعت 12:38  توسط شیرویه  | 

دیروز بود در هر کوی و برزنی چادرهای کمیته امداد یا دیگر سازمان های بشر دوستانه را می توانستیم مشاهده کنیم.

شاید در نگاه اول این عمل بسیار پسندیده و شایسته آید اما باید در نظر داشت بیش از اینکه به چنین فرهنگی در کشور دامن زده شود باید به تبلیغ عزت نفس و تکیه بر کار و کوشش فردی و عدم ذم تنگدستی پرداخته شود و در نهایت عده محدودی از افراد واقعا" مستمند که هیچ گونه مفری برای گذران زندگی ندارند زیر پوشش خدمات دولتی قرار گیرند و دولت نیز از راههای دیگر و شرافتمندانه تری به کمک به این اقشار بپردازد و آنها را نیز زیر دین خود معرفی نکند زیرا تنها به انجام وظیفه خویش در قبال آنها می پردازد.

در کشوری چون ایران با همه گونه منابع برای پیشرفت و ترقی جای بسی تاسف است که شاهد چنین بند و بساطی به نام جشن های نیکوکاری برای سرپوش گذاری بر عدم تدبیر مسئولان هستیم.
+ نوشته شده در  85/12/18ساعت 20:16  توسط شیرویه  | 

امروز برای کاری رفته بودم بانک، با توجه به اینکه آخر سال است و تنها 3 نفر کارمند به ارباب رجوع پاسخ می دادند می توان حدس زد که تا چه حد این شعبه شلوغ بود از قضا بعد از نیم ساعت ایستادن در صف تا نوبت به من رسید سیستم کامپیوتری مشکل پیدا کرد و نیم ساعت تا چهل و پنج دقیقه منتظر برطرف کردن این مشکل شدم، در این مدت زمان به هر چیزی که می توانست جلب توجه کند با دقت نگاه می کردم از جمله چیزهایی که نظرم را به خود کشید، شعاری بود که همراه با عکس آقایان خمینی و خامنه ای بر دیوار نصب بود، در این تابلو شعار: "ای رهبر آزاده آماده ایم آماده" نقش بسته بود. جالب است کسی همچون آقای خامنه ای که می توان طرز فکر و اندیشه ایشان را از طریق نهادهایی که زیر نظرشان است تشخیص داد چگونه به صفت "آزاده" ملقب شده اند؟

شورای نگهبان با ترکیب ثابت و همیشگی و محدود کردن حق انتخاب مردم، صدا و سیما با برنامه هایی پوچ و تهی و توهین آمیز نسبت به شعور ملی ایرانیان که حتی از نمایش تولیدات سینمایی ملی خودداری می ورزد، منتخبین ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام تنها از یک گرایش فکری که چندان مورد قبول اکثریت جامعه ایرانی بر طبق انتخابات گوناگون نیستند، روزنامه کیهان که زبان گویای ایشان است و نمونه های دیگر تنها گوشه هایی از نحوه اندیشه ایشان و مدیریت مطلوب و مورد نظرشان است.

این نوع نامگذاری ها هر ایرانی را به یاد نام گذاری های جالبی می اندازد که در ایران بسیار متداول است همچون اینکه به آدم نابینا "عین علی"، به کچل "زلف علی" و ... می گویند.

اما نکته ای دیگر نیز در این شعار پنهان است و آن جمله "آماده ایم آماده" که با توجه به کوبیدن بر طبل جنگ طلبی توسط این نظام به نوعی درصدد آماده کردن اذهان برای جنگ خانمان سوز دیگری است، و از این طریق قصد برانگیختن احساسات ملی را دارند در حالیکه باید هوشیار بود و از درغلتیدن در میانه جنگی دیگر به شدت و با هر وسیله ای اجتناب نمود.  

+ نوشته شده در  85/12/17ساعت 18:34  توسط شیرویه  | 

به دلیل تحریم های گسترده ای که سیاستهای عدم سازگاری رژیم با دنیای خارج، بر میهنمان تحمیل نموده است، شاهد عدم سرمایه گذاری خارجی مناسب در زمینه های تولیدی در ایران هستیم و در داخل نیز سرمایه های مردمی بیش از آنکه به سمت کارهای مولد سوق یابند به سمت دلالی و واسطه گری می روند و در این روند کشور بیش از پیش از روند تحولات سریع تکنولوژیکی جهانی عقب خواهد ماند.

متاسفانه پولهای سرگردان بسیاری در دست مردم وجود دارد که لازم است این سرمایه ها در جهتی مناسب سوق داده شوند و در جایی سرمایه گذاری شوند، برای اثبات بالا بودن نرخ نقدینگی بد نیست نگاهی به استقبال گسترده مردمی از ثبت نام اتومبیل تندر داشته باشیم، نمونه دیگر را در سال گذشته در مورد ثبت نام سیم کارتهای تلفن همراه هم شاهد بوده ایم، با تمام این تفاسیر بدبختانه فکر شایسته ای برای این مقوله صورت نمی گیرد، شاید یکی از بهترین راهکارها برای کاهش نقدینگی در جامعه و رشد صنایع بیمار ایران خصوصی سازی از طریق بورس باشد که هرکس با سرمایه ای اندک قادر به سرمایه گذاری در این عرصه است.

اینها فقط گوشه کوچکی از لزوم جمع آوری سرمایه های سرگردان بوده اما دلیل مهمتر و شاید اخلاقی تر آن بدلیل جلوگیری از تسلط روحیه واسطه گری و بازاری مآب در جامعه امروز ایران است. متاسفانه لزوم واسطه گری امروز فریب و دروغ و ریا گشته و معامله سالمی در ایران صورت نمی گیرد و قصد واسطه ها سوء استفاده از عدم آگاهی افراد است و این مذموم ترین ضعف اخلاقی در بین افراد است. حتی برای از بین بردن چنین روحیه ای نیز شده باید به نکوهش واسطه گری و ستایش افراد تولید گر و مولد پرداخت، کسانی که با هموار کردن رنج تولید و خطر انداختن سرمایه و حیثیت خویش کوشش برای سربلندی وطن می نمایند در حالیکه آنها نیز می توانند با بکار انداختن سرمایه های خویش در زمینه هایی همچون موبایل و اتومبیل و بازار ارز و سکه و ... این آشفته بازار را آشفته تر نمایند و سود بیشتری نیز  نسبت به کار تولیدی برای خویش کسب کنند!

شاید بتوان به جرات گفت تا هنگامی که عمل واسطه گری و کسب درآمد از راههای آسان در ایران مذموم و زشت جلوه گر نگردد ما شاهد تحولی در زمینه تولیدات ملی نخواهیم بود، لازم است تا تمامی افراد نسبت به تولیدات ملی حساس بوده و از کالاهای خارجی که مشابه ایرانی دارند استفاده ننمایند و این تبدیل به فرهنگی عمومی شود و از آن مهمتر در صورتی که کالایی مورد نیاز جامعه است و مشابه ایرانی ندارد، فرد فرد ایرانیان خواهان تولید داخلی آن گردند، باید این موضوع در نظر گرفته شود که در دنیای پر رقابت امروز ما بازار بزرگ ایران را به رایگان در اختیار تولیدات بی کیفیت کشورهای دسته چندم جهانی قرار داده ایم و این شرکتها از این رهگذر هر روز فربه تر و ملت ایران هر روز فقیر تر می گردند در حالیکه در نهایت نیز چیزی عاید ما نمی گردد!   
+ نوشته شده در  85/12/16ساعت 14:49  توسط شیرویه  | 

دیروز 14 اسفند سالگرد فوت دکتر محمد مصدق بود، مردی که در زمان نخست وزیری خویش حداقل سه بار پشتیبانی ملت را در پس خویش به شدت احساس نمود، اما ملی گرایی و اصول گرایی وی استعمار پیر را ناچار نمود تا با کودتایی ناجوانمودانه بدست امریکاییان وی را از مسند نخست وزیری به زیر کشد، او کسی بود که به شدت به مردم سالاری و حقوق ملت از یک سو و مبارزه با استعمار از سوی دیگر معتقد بود و در زمان وی به معنی واقعی کلمه پادشاهی مشروطه در ایران مستقر گشت.

اما متاسفانه چه در زمان شاه و چه در این 28 ساله پس از انقلاب او مهجور بوده زیرا که مشی و مرام وی کاملا" در تضاد با منافع هر دو حاکمیت قرار داشته چرا که هر دو حاکمیت دموکراسی و حقوق ملت را به ضرر خویش می دانسته و می دانند و سعی در کتمان این حقوق مسلم داشته و دارند.

شاید به جرات بتوان ادعا نمود که دکتر مصدق بزرگترین خدمت را طی دو سده اخیر به ایران و ایرانی نموده است چرا که اگر هیچ کاری جز ملی کردن صنعت نفت و چرخاندن چرخ های اقتصادی کشور بدون تکیه بر درآمد نفتی انجام نداده باشد باز هم در خور ستایش و بزرگداشت است اما متاسفانه باز هم بنا بر سنت زشت تاریخیمان، ما خوش استقبال و بد بدرقه ایم، نمی دانم چرا هر فردی را بنا بر خدماتی که انجام داده مورد داوری و ستایش قرار نمی دهیم و تا به این حد در جستجوی نقاط ضعف در وی هستیم و فکر می کنیم که باید حتما" قهرمانان ما از هر نوع خطا و اشتباهی مصون باشند؟! در صورتی که می توان هر فردی را براساس خدمات وی مورد ستایش قرار داد و در کنار آن نیز از نقد او غافل نبود.

 آیا واقعا" حداقل حق دکتر مصدق نامگذاری یک خیابان در هر شهر به نام وی نیست؟  
+ نوشته شده در  85/12/16ساعت 0:20  توسط شیرویه  | 

هر ملتی خواهان پیشرفت و ترقی کشور خویش است و از هرگونه تحول مثبتی که در ملک خویش احساس نماید، خشنود و خرسند خواهد شد. ما ایرانیان نیز از این خصیصه تهی نیستیم و همواره دل در گرو پیشرفت و ترقی ایران داریم اما قدری قضیه در اینجا متفاوت است، دولتهایی که پس از پیروزی انقلاب در ایران بر سر کار آمدند هریک بدلیل مشکلاتی که سیاستهای بین المللی این رژیم بوجود آورده بود و جز لایتغیرها و تابوها بودند، نتوانست به نحو بهینه ای از امکانات و پتانسیل های بیشمار کشور در جهت رشد و ترقی استفاده نماید، در نتیجه با کارنامه های نه چندان دلچسبی دولت را به منتخب دیگر واگذار کردند و تنها در این مدت یا درجا زدند و یا پیشرفت اندکی داشتند و از این رهگذر سرمایه های ملی را نابود نمودند، اما سرانجام هر کشوری در دنیای امروز محکوم به پیشرفت و همگام شدن با تحولات بین المللی و یا نابود و چند پاره شدن است به ویژه ایران با داشتن موقعیت ژئوپولوتیک و ژئواستراتژیک منحصر به فرد خود.

دوستان تصور نمایید اگر حاکمیت ایران موفق به جا انداختن خویش در دنیای امروز گردد و بتواند خود را به عنوان وزنه ای تاثیر گذار در جهان امروز مورد شناسایی قرار دهد آیا دیگر فضایی برای تنفس برای ایرانیان آزادی خواه و تحول طلب باقی خواهد ماند که در جهت دموکراسی و چند صدایی تلاشی نمایند؟

 این رژیم با تفسیری قرون وسطایی از دین بر ملت ایران حاکمیت یافته و چون خوره ای خون این ملت را می آشامد و بدون هیچ احترامی به ملیت ایرانی سعی در پیاده نمودن خواسته ها و منافع عده ای اندک در لوای دین دارد، اگر چند صباحی به این روال بگذرد و نسلی نو متولد شوند که از واقعیت های امروز و گذشته آگاهی نداشته باشند و همچون نسل فعلی که پیوندش با نسل پیشین قطع گشته، شوند، آنگاه دیگر فرصتی برای تحول باقی خواهد ماند؟ و آیا این چنین بدعتی شوم در تاریخ ایران باقی نخواهد ماند که به این راحتی ها قابل زدودن نباشد؟ پس بیائید با دست در دست هم نهادن سعی در روشن و آگاه سازی جامعه نماییم و بکوشیم تا بجای انقلاب این رژیم را استحاله کنیم و ملت ایران را ازشر این بدعت شوم برهانیم.   

+ نوشته شده در  85/12/15ساعت 14:44  توسط شیرویه  | 

چند سالیست هر از گاهی خبری مبنی بر مصادره بخشی از دارائی های ملی ایران که در ایالات متحده بلوکه می باشد بابت غرامت منتشر می شود.

این دارائی ها در نتیجه اقدام رادیکال و بدون مطالعه و آینده نگری دانشجویان در اشغال سفارت امریکا به سال 1358 و دفاع بی تدبیر مسئولان امر در آن سالها بلوکه شدند و پس از آن در طی این سالیان هر از گاهی به بهانه شکایت خانواده های افرادی که در لبنان یا فلسطین یا جاهای دیگر توسط گروههای اسلامی که ایران از آنها پشتیبانی می نماید ترور شده اند دادگاههای امریکا رای به پرداخت خسارت (غرامت) این افراد از محل دارائی های بلوکه شده ایران میدهد، این نیز نمونه دیگری از بر باد دادن منافع و منابع ملی ایرانیان در درگیریهای بی موردی است که نه تنها بهره ای برای ملت ایران ندارد بلکه بیش از گذشته بر آتش جنگ و ستیز و درگیری در گوشه و کنار جهان می افزاید و اسباب ناراحتی و آوارگی ملل گوناگون را فراهم می کند.

اما غرض من از این نوشتار زنهار دادن نسبت به تکرار همین سناریو در قبال کشتگان امریکا در جنگ عراق است. آیا شما فکر نمی کنید اخباری که مبنی بر استفاده از سلاح های ایرانی توسط گروههای تروریستی در عراق منتشر می شود زمینه چینی برای فراهم نمودن اسنادی در مورد دخالت ایران در عملیات بر علیه امریکا و حمایت ایران از این گروهها و درنتیجه گرفتن غرامت در آینده از ایران است؟

هیچ دور از ذهن نیست و نباید چندان متعجب شد اگر تا مدتی دیگر سیلی از شکایت ها بر علیه ایران در دادگاههای امریکا مطرح شود و در آنها خواستار دریافت خسارت از ایران به جهت دست داشتن در کشتن فرزندان و اعضای خانواده شان باشند!!!     
+ نوشته شده در  85/12/14ساعت 16:34  توسط شیرویه  | 

کنفرانسی در پاکستان از تعدادی کشورهای اسلامی به بهانه برنامه ریزی برای اجلاس بعدی سران جهان اسلام تشکیل شده است اما آنطور که از شواهد امر بر می آید یکی از اهداف اصلی این کنفرانس زمینه چینی به منظور به رسمیت شناختن اسرائیل توسط کشورهای اسلامی است، همانطوری هم که انتظار می رفت تشکیل این کنفرانس با این هدف و عدم دعوت از ایران برای شرکت، باعث واکنش منفی تهران به این نشست شده است.

مسائلی که در جهان اسلام در مخالفت با اسرائیل وجود دارد تنها در قالب تعصبات خشک و بی پایه قابل بررسی و ملاحظه است وگرنه اینگونه حمایت های لفظی و ظاهری از آرمان فسطین بدون در نظر گرفتن خواست اصلی ملت فلسطین و در رنج و تنگناهای چندین ساله نگه داشتن آنها نه تنها خدمتی به این ملت نیست بلکه بیش از پیش آنها را از تشکیل کشوری مستقل و رهایی از این سرگردانی دور می سازد.

ای کاش مسئولان وطنی به خود آمده و با واقع نگری سعی در ارائه راه حلی منطقی و به دور از تعصب که هم منافع ملت فلسطین و هم واقعیت اسرائیل در آن در مدنظر قرار گرفته شده باشد نمایند و از این رهگذر هم ملت فلسطین و اسرائیل را از چندین سال جنگ و نگرانی و عدم وجود امنیت نجات دهند و هم وزن منطقه ای ایران را افزایش دهند و هم تبلیغات سوء در زمینه عدم همکاری ایران با صلح در خاورمیانه را نقش بر آب نمایند و مهمتر از تمامی اینها مساله هسته ای را از این رهگذز حل کنند.

باور من این است که خشنودی خدا نیز در پایان این درگیری بی نتیجه است و هرکس حتی گامی کوچک در پایان این درگیری با در نظر گرفتن تمامی جوانب امر بردارد خشنودی خدا را نیز تامین نموده است، زیرا هرگز خداوند راضی به رنج و فلاکت بندگان خویش به هردلیلی نیست.

+ نوشته شده در  85/12/13ساعت 17:5  توسط شیرویه  | 

کمسیون تلفیق مجلس سرانجام پس از سه دور رای گیری مصوبه ای بی اثر و عقیم را تصویب نمود. براساس این مصوبه از سال آینده بنزین تولید داخل به اضافه بنزینی معادل 5/2 میلیارد دلار که از طریق واردات به چرخه عرضه وارد می شود به نرخ 100 تومان ارائه خواهد شد و بقیه بنزین مورد نیاز کشور به قیمتی که دولت طی لایحه ای حداکثر تا پایان فروردین سال 86 موظف به اراده آن به مجلس است باید به بازار تزریق گردد.

از پیشتر قابل پیش بینی بود که مجلس مصوبه کمسیون تلفیق را نخواهد پذیرفت زیرا آن مصوبه تقریبا" می توان گفت با اینکه مصوبه ای مترقی و در جهت صیانت از سرمایه های ملی کشور بود اما بدون آماده سازی افکار عمومی باعث در هم پیچیده شدن طومار حاکمیت و دولتمردان ایران می گشت و به همین دلیل کمسیون تلفیق با پس گرفتن مصوبه خود یک مصوبه بسیار بد را در اختیار صحن علنی قرار داد که نه تنها هیچ تاثیری در کاهش مصرف بنزین در کشور نخواهد داشت بلکه مصرف کنندگان را بیش از پیش جری و بی باک در مصرف خواهد نمود.

براساس آمارهای موجود در ایران رشد مصرف انرژی در کشور سالانه معادل 10 درصد است و تولید نفت نیز چیزی حدود 5/4 میلیون بشکه در روز است که اگر این روند ادامه یابد در کمتر از ده سال آینده ایران نفتی برای صادرات نخواهد داشت و تمامی تولید داخل نفت باید در کشور مصرف گردد با این تفاسیر آیا باز هم جایی برای سهل انگاری و بی تفاوتی باقیمانده است؟

چرا باید سرمایه های کشور در پشت ترافیک های سرسام آور به هدر روند؟ و دولتمردان برای دمی بیشتر ماندن در حاکمیت و جبران بی لیاقتی های خویش در اداره بهینه کشور چوب حراج بر منابع ملی زنند؟ چرا نباید همچون دیگر کشورهای جهان هر کس به اندازه میزان بهره مندی خویش از امکانات هزینه آن ها را تقبل نماید؟

 تنها بهانه دهان پر کنی که آقایان برای مخالفت خویش با افزایش قیمت سوخت که حقیقتا" تاثیری انکار ناپذیر بر میزان مصرف دارد ارائه می کنند تاثیر این افزایش یکباره بر نرخ تورم در کشور است اما متاسفانه این آقایان دانشمند و به اصطلاح کارشناس اقتصاد از محاسبه ساده نرخ تورم به صورتی علمی عاجز مانده اند و تنها به گفتارهای کلی در این باب بسنده می نمایند!

آخر چگونه می توان پذیرفت کشوری با جمعیت اندکی همچون ایران از نظر میزان مصرف بنزین دهمین کشور جهان باشد؟ واقعا" اینها مسائلی است که به هیچ وجه قابل هضم برای کسی که بدانها اندیشیده باشد نیست و انسان را به تاسف و افسوس وا می دارد.

با توجه به نرخ تورم قیمت 100 تومانی که برای سال آینده در نظر گرفته شده است معادل 80 تومانی است که این فرآورده امسال عرضه گردیده است و تنها زدن مهر تایید برای گران شدن تمامی خدمات در شروع هرسال جدید است.

امید آنکه روزی از این وضعیت اسفناک بدر آییم.
+ نوشته شده در  85/12/12ساعت 10:27  توسط شیرویه  | 

برای یک دوره 5 ساله دیگر اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شدند. نخستین مساله ای که پس از مروری بر لیست اعضا به چشم می خورد تسلط تنها یک جریان فکری بر این دوره جدید همچون دوره های پیشین است. نه تنها از افرادی خارج از حاکمیت که نباید هم چشم انتظار آنها در چنین مجمعی می بودیم و این انتظاری آرمانی است خبری نیست بلکه از افراد اصلاح طلب نیز در این دوره به سختی بتوان 3 یا 4 نفر را یاد نمود، این نوع گزینش نشاندهنده بسیاری از جریانات امور در کشور است چرا که بیش از پیش این موضوع را بر همگان روشن می سازد که هنوز متولیان امر و تصمیم گیرندگان اصلی بر وضعیت خطیر کشور وقوف روشنی نیافته اند و همچنان قصد گرداندن در بر همان پاشنه پیشین را دارند، در حالیکه ملت ایران طی انتخابات گوناگون و بارها و بارها قصد و نیت و خواسته روشن خویش را مبنی بر ایجاد تغییر و تحول فریاد زده اند اما متاسفانه همچنان رهبر این کشور قصد به پیش بردن حاکمیت خویش را با تفکری خاص دارد و از راهیابی و تضارب آرای گوناگون در عرصه تصمیم گیری های کلان جلوگیری می نماید.

مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنان که از نام آن به روشنی پیداست باید مکانی برای تصمیمات خطیر و سرنوشت ساز برای کشور باشد و این هدف حاصل نمی گردد مگر از طریق شرکت تمامی افراد و جریانات درگیر در فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و حتی هنری و ... کشور در این شورا.

برای اینجانب قابل درک و دریافت نیست که چطور اولین شخص این کشور بر طبق قانون اساسی در گزینش خویش تا بدین پایه بسته و دگم است، در حالیکه افراد بسیاری در میان اصلاح طلبان وجود دارند که در عین اعتقاد به حقوق ملت و تخصص بالایشان به شدت اعتدال گرا و روادار هستند چرا ملت ایران را از خدمات چنین کسانی محروم می گردانند سوالی است که باید در پیشگاه ملت بدان پاسخ دهند.

اما دقت در اینگونه گزینش ها و بسیاری از تصمیمات سرنوشت سازی که در مقاطع گوناگون گرفته شده است ایرانیان را باید به این باور رسانده باشد که برای رسیدن به خواسته های خود راهی مگر پافشاری بر آرمانها و خواسته های خود ندارند و باید مطالبات خویش را بر حاکمیت دیکته کنند و وگرنه با هر قدم عقب نشینی یا حتی انفعال از سوی ملت حاکمیت با گستاخی هر چه تمامتر حقوق بیشتری را از ایشان سلب خواهد نمود و شعور آنها را به سخره خواهد گرفت.  
+ نوشته شده در  85/12/11ساعت 8:10  توسط شیرویه  | 

آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران دیروز در مراسمی که به مناسبت تولید موتور ملی در شرکت ایران خودرو برگزار شده بود شرکت کرد، این موتور آن طوری که من مدتی پیش در روزنامه خوانده بودم محصول مشترک ایران و آلمان است که با پایه گاز سوز تولید می شود و طرف آلمانی از مزیت ها و کارکرهای مناسب آن تمجید می نمود، در مراسم روز گذشته نیز این موتور به عنوان یکی از سه موتور برتر جهانی معرفی شد.همانطوری که حتما" اطلاع حاصل کردید چند روز پیش نیز ایران اولین ماهواره خویش را به فضا پرتاب کرد، مدتی پیشتر داروی کنترل کننده بیماری ایدز نیز که یک داروی با منشا گیاهی است در ایران تولید شد، در زمینه سلولهای بنیادی چند سالی است که پیشرفت های درخوری بنا به گفته مسئولان در ایران داشته ایم که از آن جمله شاتفاده از این علم در درمان ضایعات نخاعی است، من می خواهم بپرسم در صورتی که این موارد صحت دارند چرا تبلیغات مناسبی در جهت معرفی مناسب و صحیح این دستاوردها برای ملت ایران صورت نمی گیرد؟ آیا این امر باعث تسکین ملت و ایجاد این حس در آنها نمی گردد که کشور در حال پیشرفت است بنابراین با مشکلات قدری بیشتر کنار آیند؟ یا شاید هم تمامی اینها دروغها و افسانه هایی است برای فریب افکار عمومی و این ما ساده دلانیم که این سخنان را باور کرده ایم و چون چیزی در چنته نیست اقدامی برای معرفی نیز صورت نمی گیرد! مگر می شود کشوری جهان سوم ماهواره به فضا پرتاب ماید و هیچ تبلیغی از رسانه های رسمی آن صورت نگیرد و تنها به ذکر آن در خبرها بسنده شود؟ آیا این باعث ایجاد شک و شبهه نمی شود؟ چطور و با چه استدلالی رئیس جمهوری کشور می گوید انرژی هسته ای ایران را 50 سال به جلو میبرد؟ این گزاره بر چه مبنایی ابراز می شود؟ یا بیان این خبر از زبان رئیس جمهوری که دختری 16 ساله در خانه خویش انرژی هسته ای تولید نموده بر مبنای چه شواهد و تحقیقاتی صورت گرفته و اگر چنین خبری صحت دارد چرا به معرفی این افتخار ملی اقدام ننمودند و مردم را از آگاهی از پیشرفت های کشور خود محروم نمودند؟ چرا در این موارد سعی در روشن سازی افکار جامعه نمی شود تا شاید افکار عمومی بیشتر با مسئولان همراهی نشان دهند. تا به کی باید ملت اخبار بی پشتوانه و بی پایه را بشوند؟ احتمالا" تنها یک دلیل دارد و آن این است که همه این سخنان دروغی دل فریب بیش نیستند!

+ نوشته شده در  85/12/10ساعت 12:32  توسط شیرویه  | 

سالهای ابتدایی دوران اصلاحات که بهار مطبوعات ایران نام گرفته است، افراد گوناگونی سعی در روشن سازی ابعاد تاریک جنگ و بحث و مداغه در رابطه با شرایط گوناگون دسترسی به صلح و پایان جنگ نمودند اما متاسفانه به دلیل قدرت فراوان متولیان جنگ در آن زمان این بحث ها تقریبا" در نطفه خفه شدند ولی آزادی نسبی که در آن دوران پدید آمده بود و بدلیل غنای سخن همان اندک بحثی نیز که در این رابطه صورت گرفته بود آگاهی بخشی مناسبی داشته است که می توان از آن جمله به موارد زیر اشاره نمود: بحث پیشنهادها در رابطه با جبران خسارت ایران پس از فتح خرمشهر و رد این پیشنهادها بدون مذاکره از سوی ایران، در پایان آتش بسی از روی اجبار و ناگزیری در حالیکه تا امروز بخش هایی از خاک کشور در دست عراق باقی مانده است و قرارداد صلحی به امضا نرسیده و وضعیت غرامت های جنگی معلوم نگشته است، خالی شدن خرانه کشور در اواخر جنگ و جارو کردن سیلوها به جهت کمبود مواد غذایی، ناتوانی دولت میر حسین موسوی از تامین مخارج ادامه جنگ، اسلحه کشی سربازان در میادین جنگی به روی یکدیگر، فرار سربازان از جبهه های جنگی، و در انتها نیز پس از قبول قطعنامه سربازان با فروش اسلحه های خود در آبادان به قیمتی تنها معادل بلیط اتوبوس آبادان به تهران به سوی شهر و دیار خویش پر می کشیدند.

این ها تنها گوشه هایی از یک تراژدی بود که 8 سال به طول انجامید و هرچند ملت ایران جوانمردانه و دلیرانه از آب و  خاک خویش دفاع نمودند و اجازه ندادند که تازیان پست بر این ملک اهورایی استیلا یابند متاسفانه جای زخم های آن همچنان بر پیکر این ملت نمایان است و افسوس کسی امروز از خرابی ها و زشتی ها و تباهی های آن سخنی نمی گوید بلکه همان هایی که روزی با عدم تدبیر خویش کشور را به سراشیبی نابودی سوق می دادند دگر باره و این بار با شعارهای فریبنده ملی و میهنی قصد نابودی این ملک و ملت را دارند، کسانی که تا به امروز یکبار پای بر تخت جمشید این نماد ابهت و عظمت ایران زمین ننهاده اند، یکبار از گذشته پر افتخار این سرزمین سخن نرانده اند امروز دم از رهبری کشور به سوی عظمت می زنند، ملت چگونه می تواند این دعوی پوچ و بی بن ایشان را باور نماید؟

در اینجا قصد من تنها یادآوری و زنهار دادن است که دگرباره و در هیاهوی خبرهای گوناگون پیشنهادی منصفانه و خردمندانه که از سوی آمریکا ارائه شده بود با سردی و بی مهری مسئولان ایرانی روبرو گشته و چه بسا این بار نیز فرصتی تاریخی از دست رود و فردا اگر اخبار آن به آیندگان رسد تنها جای افسوس و دریغ باقی خواهد ماند. خانم رایس در مصاحبه ای که با فاکس نیوز دو روز پیش انجام داده بودند گفته اند در صورتی که ایرانیان دست از غنی سازی اورانیوم بردارند در هر زمینه ای که مایل باشند ما آمادگی مذاکره با آنان را خواهیم داشت. این سخن و پیشنهاد را در کنار بسته پیشنهادی اروپا قرار دهید آیا چشم انداز امید بخشی فراروی ایران گشوده نشده است و یکبار دیگر ایرانیان در حال فرصت سوزی و گام نهادن در مسیری سنگلاخ و پر خطر نیستند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که به کاروان جهانی بپیوندیم و پیشرفت خویش را در کنار سایر ملل جهان و هم پا و هم دوش آنان بجوییم؟ آیا واقعا" لزومی برای این همه ضرر رسانی به خویشتن وجود دارد؟

ملت ایران از رهگذر مراوده با جهان به خصوص کشورهای تاثیر گذار جهانی چه بسا چندین سال پیش می توانست به انرژی هسته ای حتی با تکنولوژی به روزتر اروپایی نسبت به تکنولوژی کهنه روسی دست یابد. و این کشور فرصت طلبی را که هیچ گاه از دست اندازی و طمع به خاک پاک ایران دست برنداشته است بیش از پیش خوار و زبون گرداند، چرا امروز مقصد سفرهای سران ایران کشورهای فقیر و دسته چندم آمریکای لاتین و شاخ افریقا و کشورهایی که حتی گاهی اسمشان برایمان نامانوس است می باشد، چرا اجازه داده می شود تا غرور ملی ایرانیان در پای کشورهایی که حتی بردن نامشان برای ملت ایران سنگین است شکسته شود، چرا همنشین ملت ایران به جای کشور های تراز اول جهان باید اعراب بادیه نشین امارات و عربستان و... باشند و رئیس کشور قطر (شاید مودبانه ترین بیان برای وضعیت اداره این کشور همین لفظ باشد) در کشور ما و در حضور رئیس جمهوری مدعی ما از خلیج عربی می گوید و پاسخ مناسبی دریافت نمی کند، چرا ملت ایران برای دریافت ویزای آمریکا باید راهی کشور ترکیه و جدیدا" امارات شوند و با کج کردن گردن خویش در مقابل هر کس و ناکس غرور ملی ایرانیان را جریحه دار نمایند.

حتما" اسم طرح خاورمیانه بزرگ به گوش شما آشنا می باشد آیا رسانه های دولتی و حتی روزنامه های خصوصی وطنی چیزی از آن مگر در رابطه با اسرائیل و فلسطین بیان داشته اند؟ آیا هیچ می دانید آن طرح چه نقشه های شومی برای ایران کشیده است؟ ایران براساس آن طرح به سه بخش شرقی و غربی و میانی تقسیم خواهد شد و تنها بخش میانی آن که باریکه ای است از شمال متصل به دریای خزر و از جنوب به خلیج همیشه فارس به نام ایران باقی خواهد ماند، آیا پافشاری بر مساله هسته ای به نوعی تعبیر همین رویای شوم برای ایران عزیزمان نیست و برای همیشه فروغ ایران را در جهان خاموش نخواهد نمود؟

چرا باید عنان خویش بر دست مسئولانی دهیم که یا هیچ از معادلات جهانی نمی دانند و یا به قصد عوام فریبی حرفهایی همچون: چین و روسیه قطعنامه های تحریم را وتو می کنند، اروپا در ایران منافع اقتصادی دارد بنابراین دست به تحریم نمی زند، تحریم برای آنها بیش از ایران گران تمام خواهد شد و هزار اراجیف دیگر بر زبان میرانند، چرا باید پیرو تصمیمات سرنوشت ساز کسانی شویم که تنها در پی آوازه خویش هستند و از دیدن چهره های کریه خود در پس هر سخنرانی از شبکه های خبری جهان ذوق زده و غرق در مسرت و خوشحالی می شوند؟  

آیا واقعا" راهی برای رهایی از این ذلت و خواری وجود ندارد آیا به نظر شما انرژی هسته ای راه مناسب تری برای رسیدن به غرور و عظمت است یا همراهی و سازش با کشورهای مختلف جهان با تکیه بر فرهنگ غنی ایرانی؟     
+ نوشته شده در  85/12/09ساعت 6:50  توسط شیرویه  | 

خدا را شکر کمسیون تلفیق اولین گام برای افزایش یکباره قیمت سوخت در ایران را هرچند لرزان اما سرانجام برداشت. قرار است سال آینده بنزین با قیمتی معادل 150 تومان در هر لیتر و بدون سهمیه بندی عرضه گردد و جای بسی خوشنودی است که در نهایت آینده نگری بر عوام فریبی غلبه کرد و نمایندگان مجلس اندکی دور اندیشی را مدنظر خویش در برنامه ریزی ها قرارداند، امیدوارم این روند در صحن علنی نیز ادامه داشته باشد و از سال آینده کم کم رایانه سوخت حذف گردد و هرکس به میرانی که سرمایه های ملی را نابود می کند هزینه اش را نیز بپردازد.

بر طبق آخرین اطلاعات و اخبار منتشر شده کشور ما ایران از نظر مصرف بنزین دهمین کشور دنیا می باشد که همگی ما نیز می دانیم که بیشتر این سوخت در اثر سیستم معیوب ترافیک در ایران در پشت راه بندان ها به هدر می رود در حالیکه در نهایت نیز کسی از سفرهای خویش حتی با اتومبیل شخصی خود نیز رضایت کامل ندارد. اما راه چاره چیست؟ در بیشتر کشور های دنیا با فراهم آوری سیتم های کارآمد حمل و نقل عمومی سعی در کاهش مصرف سوخت و رفاه حال شهروندان نموده اند اما متاسفانه مسئولان امر در ایران برای ساکت نگه داشتن مردم و سرپوش گذاری بر بی لیاقتی خویش با عرضه ارزان قیمت سوخت این ماده حیاتی را به ثمن بخس چوب حراج می زنند و با آوردن دلایلی چون اثر گذاری بر نرخ تورم و ... سعی در عقب انداختن مشکلات دارند در حالیکه تنها دلیل واقعی آنها برای این عمل حفظ موقعیت و جایگاه خویش در حاکمیت به قیمت از دست رفتن سرمایه های ملی ایرانیان است.

اگر قیمت سوخت به یکباره در ایران افزایش یابد و در پشتبند آن برنامه ریزی مناسبی برای افزایش ناوگان عمومی انجام شود (حتی بدون هیچ اقدامی در دیگر شهرها برای راه اندازی سیتم های مدرن همچون مترو و ... صورت گیرد) بی شک بدون ایجاد اثرات ناگهانی در تورم باعث کاهش یکباره مصرف سوخت در ایران می شود و از راه صرفه جویی در یارانه هایی که به این امر تعلق می گیرد (بنا به گفته مسئولان یارانه سوخت در ایران معادل بودجه عمرانی کل کشور است) می توان گره از بسیاری مشکلات کشور گشود در حالیکه افزایش قطره ای در قیمت سوخت با توجه به آمادگی ذهنی جامعه و توان پرداخت آن توسط تمامی دارندگان خودرو نه تنها هیچ کاهشی در مصرف صورت نمی گیرد بلکه به شدت بر میزان تورم نیز اثرگذار خواهد بود.

باید به ناچار برنامه ریزی های دقیقی در جهت تغییر الگوی مصرف در ایران صورت گیرد و سیستم های حمل و نقل در ایران متحول گردند و با کاهش استفاده عموم جامعه از اتومبیل های شخصی فضا برای اتومبیل های عمومی باز شود ( چند سال پیش یکی از مسئولان شهرداری تهران از اشباع خیابان های تهران از نظر جذب اتوبوس و تاکسی سخن می گفت).

ملت ایران ملتی هستند که به آب و خاک و هموطنان خود علاقه دارند و من مطمئنم در صورت بیان مشکلات برای آنها و ارائه راه حل های مفید و در صورتی که به این باور برسند که هدف تنها خدمت به کشور است حداکثر همکاری را خواهند نمود و مشکلات را به جان خواهند خرید اما تمامی این ها بستگی به عزم و اراده و از آن مهمتر جسارت مسئولان برای حل مشکلات دارد.

فقط یک نکته دیگر را در پایان دوست دارم اشاره کنم و آن اینکه باید فکری نیز در زمینه تولید خودرو در ایران صورت گیرد چرا که امروزه در ایران خودرو هایی تولید و به بازار عرضه می گردند که با هیچ استانداری در جهان سازگار نیستند و خودروسازان با انحصاری که در تولید و عرضه و قیمت گذاری دارند عرصه را برای ترکتازی خود به شدت آماده دیده اند و چهار نعل بدون لحظه ای درنگ در زمینه مخرب بودن تولیدات خویش به پیش می تازند لازم است که خودرو سازان وطنی با کارخانجات بزرگ دنیا همکاری مشترک در زمینه تولید خودروهای روز را آغاز نمایند و تولید خودروهایی آک فرسوده ای را که با تیراژ بالا در حال عرضه آنها برای چندمین سال هستند را متوقف نمایند. 
+ نوشته شده در  85/12/08ساعت 14:1  توسط شیرویه  | 

احتمالا" همه دوستان برنامه خبری بیست و سی را تماشا کرده اند مدتی است قسمتی به نام تریبون آزاد در انتهای این بخش خبری پخش می شود تا جایی که من به یاد دارم باید از حدود انتخابات شورای شهر به این برنامه اضافه شده باشد اما حالا کاری به زمان اولین پخش آن ندارم بلکه مقصود من از این صحبت ها نحوه اجرای مسخره و توهین آمیز این برنامه است در حالیکه جمعیت انبوهی در اطراف مجری برنامه حلقه می زنند و به هرکس به اندازه کمتر از یک دقیقه زمان برای صحبت میرسد در انتها و به هنگام پخش نیز این سخنان مشمول تیغ سانسور  می گردد.

سوال بنده این است هدف از این برنامه چیست؟ کدامین سخن در مدت زمانی کمتر از 4 یا 5 دقیقه می تواند شکل گیرد آن هم از دهان چندین نفر؟ چرا با ملت بدین شکل بازی می شود؟ افرادی که در مقابل دوربین از سر و کول هم برای صحبت کردن بالا می روند نماد چه هستند؟ آیا این برنامه نمادی مناسب از ملت ایران به نمایش می گذارد؟ چرا به دروغ و با فریب عده ای قصد دارند این گونه القا نمایند که در ایران آزادی بیان وجود دارد؟ اگر حاکمیت واقعا" قصد شنیدن نظرات جامعه را دارد چرا با راه اندازی شبکه های خصوصی در ایران مخالفت می ورزد؟

راه پیشرفت این مملکت و رهایی از مشکلات بیشماری که گریبان کشورمان را گرفته است گردش آزاد اطلاعات و اخبار و ابراز نظرات جامعه است و این نیز ممکن نمی گردد مگر از طریق رسانه های خصوصی.
+ نوشته شده در  85/12/07ساعت 20:54  توسط شیرویه  | 

ما کشور خودمان را دوست داریم، ما عاشق ایرانیم، ما خواستار سربلندی وطنمان در سایه صلح و همزیستی مسالمت آمیز با دیگر ملل جهان هستیم، ما دوست نداریم بار دیگر آتش جنگ ایران عزیزمان را از قافله پیشرفت باز دارد، ما می خواهیم به عنوان ملتی منادی صلح و نیک خواهی برای تمام جهانیان شناخته شویم!

چرا از زبان ایرانیان تخم نفاق و کینه و ستیزه جویی در سطح منطقه پاشیده می شود؟ چرا رئیس جمهوری ما بدون آوردن حتی یک دلیل برای سخن خود ادعا می کند که تنها دستیابی به انرژی هسته ای ایران را 50 سال به جلو می برد؟ چرا از راههای مسالمت آمیز و با مذاکره راه خویش را نمی گشاییم؟ اگر ملت ایران قصد سخن گفتن داشته باشد، از چه راه باید مقصود خویش را بیان نماید؟ تا به کی عده ای دیگر باید سخنگویی این ملت را برعهده داشته باشند؟

چرا از خرابی ها و ویرانی هایی که تحریم های 28 ساله بر سر اقتصاد ایران آورده است و پیشرفت هایی که کشورهای دیگر سابقا" هم پایه ما در خلال این سالها نموده اند کسی سخن نمی گوید؟ چرا از خرابی های جنگ کسی حرفی نمی زند؟ مگر ملت ایران بدبختی ها و تباهی های جنگ 8 ساله با عراق را فراموش نموده اند که این چنین مسکوت به مسلخی دیگر می روند؟

چرا کسی به این امر توجه نمی کند که استقبالهای چند هزار نفری از رئیس جمهور در سفر به شهرستانهای مختلف باعث ایجاد این توهم در مسئولان می شود که ملت از عملکرد و تصمیمات آنها رضایت دارند و بنابراین در را بر همان پاشنه سابق می چرخانند؟

من تعجب می کنم مردم در آن اجتماعات وسیع به دنبال چه می گردند چه چیزی را می جویند به دنبال اثبات چه مطلبی هستند؟ در کشوری که آزادی مطبوعات، آزادی اجتماعات، آزادی بیان، امنیت شغلی و هر چیز دیگری که لازمه یک زندگی مدرن در جهان امروزی است وجود ندارد این چنین استقبالهای گرم از مسئولان و شرکت چتد میلیونی در انتخاباتی بسته و فرمایشی نشان دهنده چیست؟ آیا واقعا" ملت ایران لحظه ای قبل از انجام اعمالشان درنگ می کنند؟ این چنین تصمیماتی از ملتی که آگاه به اوضاع خویش باشد بعید است پس تنها می توان یک نتیجه گرفت آن هم اینکه افکار عمومی ملت ایران به سختی گمراه است و دستگاههای تبلیغاتی این رژیم به شدت موفق،چرا که توانسته اند این گونه موفق به فریب افکار عمومی جامعه شوند!

تنها از این رهگذر یک نتیجه عاید می شود و آن اینکه تا جایی که در توان داریم سعی در روشن سازی افکار عمومی نماییم.

+ نوشته شده در  85/12/06ساعت 19:48  توسط شیرویه  | 

در اخبار آمده بود همسر آقای احمد باطبی توسط عوامل ناشناسی که به خانه ایشان مراجعه کرده بودند بازداشت شدند.

این عوامل با یک اتومبیل پژو به منزل ایشان مراجعه کردند و این خانم را بدون ارائه هیچ گونه مدرک شناسایی با خویشتن بردند و پیگیری خانواده جهت یافتن اثری از دخترشان به جایی نرسید.

می خواهم این سوال را از طرفداران این حاکمیت بپرسم که چگونه رژیمی که داعیه دار حکومت اسلامی است این گونه اسباب نگرانی و دلشوره را برای بندگان خدا بوجود می آورد و خود را ملزم به جوابگویی در برابر خانواده نگران کسانی که تنها گناهشان تلاش برای سعادتمندی ایران (دیگر هم نوعانشان) است نمی بیند.

آیا قتل های زنجیره ای که چند سال پیش رخ داد و عوامل و مهمتر از آن آمران آن به سزای عمل خویش نرسیدند بلکه قدر و مقام یافتند به همین صورت ها رخ نداده بود؟ آیا تصور می شود که یاد و خاطره آن جنایت های دهشتناک از ذهن و فکر ملت بزرگوار ایران پاک شده است؟

جرم احمد باطبی و امثال وی چیست؟ آیا جز این است که با توجه به جوانی و آرمان خواهی در پی زندگی بهتری برای خویش و دیگر هم نوعان خود در ایران بزرگ بوده اند؟ آیا جرمشان چیزی جز دموکراسی خواهی است؟ چرا در برابر کسانی که بدنبال سعادت ایران هستند این گونه موضع گیری می شود و عرصه را بر بدخواهان و تجزیه طلبان گشوده تر می کنند؟

تا به کی باید ساکت نشست و تماشاگر ددمنشی حکومتگران در برابر حق جویان و زبونی در برابر بیگانگان بود؟

+ نوشته شده در  85/12/06ساعت 8:0  توسط شیرویه  | 

روز 5 شنبه 3/12/85 بود در حال تماشای شبکه خبر قبل از اذان ظهر بودم که طبق روالی که چند سالی است در ایران مرسوم است زندگی نامه یکی از جوانانی که جان خویش را در راه دفاع از کشور و به زعم خویش و براساس جو حاکم در سالهای جنگ در راه دفاع از دین اسلام تقدیم کرده بود را نشان می داد این جوان متولد سال 1347 بود و تاریخ شهادتش (دقیقا" به این واژه نه از رهگذر دینی بلکه از نظرگاه فداکاری در راه وطن معتقدم) 1365 بود یعنی در سن 18 سالگی شهید شده بود، این جوان تنها یک نمونه از هزاران جوان پاکدلی است که در طول 8 سال دفاع جانانه از کشور خویش و به دور از هیاهوهای مرکز و تنها براساس آرمانها و اعتقاداتشان کشته شدند اما عده ای دیگر که حتی از دور نیز دستی در آتش نداشتند تنها هر روز بیشتر کشور را در منجلاب نیستی و نابودی سوق می دادند و با بیانات تند و  سوءاستفاده از اعتقادات مذهبی مردم راه قدس را از فتح کربلا نشان می دادند.

بد نیست لحظه ای درنگ نماییم و تصور کنیم اگر این جنگ پس از فتح خرمشهر و با پذیرش پیشنهادهای سخاوتمندانه کشورهای عربی که با سرشکستگی در پی صلح با ایران برآمده بودند پایان می پذیرفت چه سرمایه های عظیم نه تنها مادی که برتر از آنها چه سرمایه های معنوی که همین جوانان پاکدل بودند که با عشق و ایمان به جبهه ها شتافته بودند نابود نمی گشتند و امروز در کنار ما می بودند، اما متاسفانه به علت جو بسته آن سالها صدایی جز جنگ طلبی از تریبون های رسمی شنیده نمی شد و امروز نیز پس از گذشت بیش از 17 سال از پایان آن جنگ 8 ساله که می توانست در طی 2 سال و نیم پایان یابد کسی پاسخ گوی طولانی شدن جنگ و از دست رفتن سرمایه های کشور نیست و همچنان بر طبل دروغ گویی و شروع جنگی دیگر می کوبند.

نمی دانم چرا کسی این آقایان را که زمانی مسئولان جنگ بوده اند و هم اکنون نیز به لطف پروردگار در قید حیاتند به پرسش نمی گیرد و دلیل این کوته نظری هایشان را تنها و تنها برای ثبت در تاریخ ازشان باز نمی پرسد؟

مطمئنا" آنها پاسخ های عجیبی خواهند داد که می تواند راهگشای خوبی برای  آینده میهنمان باشد و چه بسا از فرو رفتن دوباره ایران به کام جنگی دیگر جلوگیری نماید و این بار با تدبیر از این گردنه خطرناک که باز هم با بی تدبیری همانها ایجاد شده است به سلامت عبور نماییم. 
+ نوشته شده در  85/12/05ساعت 16:15  توسط شیرویه  | 

اولین روز سفر رئیس جمهور به استان گیلان که ایشان در ورزشگاه عضدی رشت قصد سخنرانی داشتند مطابق رسم معمول این گونه سفرها ابتدا نمایندگان استان و سپس استاندار شروع به صحبت کردند و همانطور که می شود حدس زد نمایندگان خواستار توجه بیشتر به وضعیت استان و استاندار مشغول دفاع از کارکرد خویش در دوره مسئولیت شدند، در هنگام سخنرانی آقای استاندار مردم ایشان را هو کردند و سخنان ایشان را دروغ دانستند.

جای بسی خوشحالی است که ملت در برابر دروغ و ریا ساکت ننشینند اما جای سوال است که فلسفه سفرهای استانی رئیس جمهور که وسواس ویژه ای برای سرزدن به تقریبا" تمامی شهرهای بزرگ استان مورد سفر دارند چیست؟! آیا هدف ایشان برخورد اتفاقی با اینگونه حوادث است تا با مشکلات از نزدیک آشنا شوند؟ آیا قصد ایشان رسیدگی از نزدیک به امورات هر استانی است؟ مگر اکنون عهد و زمان ناصر الدین شاه است که لازم باشد شخص اول مملکت از نزدیک تمامی امور را زیر نظر گیرد؟ چرا از ابتدا مدیران لایق و شایسته ای برای اداره هر استان انتخاب نمی گردد و اصل بر اعتماد صرف گذاشته می شود تا در عمل شاهد چنین مشکلاتی در اجرا باشیم؟ آیا نمی توان با آزادی مطبوعات و اعتماد به این رسانه صادق به نتایج بهتری دست یافت؟

بهتر است رئیس جمهور به جای اینگونه سفرهای پرهزینه از نظر تدارکات و خستگی ناشی از این گونه سفرها برای هیات دولت با برنامه ریزی دقیق در مرکز و به کار گماردن افرادی شایسته و آشنا به امور محل ماموریت خویش سعی در حل مشکلات بیشمار ملت ایران نماید که این راه به صواب بسیار نزدیک تر است.
+ نوشته شده در  85/12/05ساعت 8:53  توسط شیرویه  | 

یک بار دیگر به کارگیری افرادی خارج از حوزه ورزش برای ورزش دوستان ایرانی دردسر آفرید.

چند روزی است که خبر کنار گذاشته شدن تیم فوتبال استقلال تهران از لیگ قهرمانان آسیا موجب تشویش خاطر طرفداران این تیم و به طور کلی فوتبال دوستان ایرانی را فراهم نموده است.

مدتی پیش هم که جغد شوم محرومیت بر فراز تیم ملی ایران به پرواز در آمده بود که هنوز هم آن مشکل بدون راه حل باقی مانده است.

اما به نظر شما اسباب تمامی این مشکلات دخالت های بیش از حد دولتیان در امور تخصصی ورش نیست؟ چرا اعضای هیات مدیره تیم های ورزشی باید از افراد سیاسی تشکیل گردد تا در پی آن چنین مشکلاتی برای جامعه ورزش به بار آورند چرا هریک از طرفداران رئیس جمهور که پستی در دولت نصیبشان نشد برای دریافت حقوق و ... باید در هیات مدیره یکی از تیم های بزرگ عضویت داشته باشند؟ چرا یکبار برای همیشه این باشگاهها را به اهلشان وا نمی گذارند تا به شکل مطلوب تری اداره شوند و نه تنها شاهد چنین مشکلاتی نباشیم بلکه حتی شاهد پیشرفت های روز افزون ورزش کشورمان باشیم؟

 یکی از مسئولین باشگاه استقلال با عوامفریبی می گفت: «این مشکل قابل حل است شاید حداکثر مقداری جریمه به ما تعلق گیرد» جای سوال است که چرا باید اولا" چنین دروغی به زبان آورده شود و از آن مهمتر چرا باید چوب ندانم کاری عده ای را کل ملت ایران بخورند و با پرداخت جریمه یا هدیه (رشوه) سعی در جبران این خطاها بنمایند و در آخر نیز از کمبود بودجه باشگاه داد سخن دهند؟

می توان با بیان حقایق برای ملت و روشن کردن تمام داشته ها و نداشته های ورزش کشور برای مردم باشگاهها و کل ورزش را به صاحبان اصلی آنها بازگرداند و با یک برنامه ریزی ده ساله سعی در بازسازی ساختار ورزش کشور نمود و بدون حمایت بی جا از یک یا دو تیم اگر قرار است حمایتی صورت گیرد به صورت عادلانه و در میان تمامی تیم ها و رشته های ورزشی صورت گیرد.

ورزش و به ویژه فوتبال در ایران تنها یک گریز گاه برای مسئولین بی لیاقت و دگم اندیش ایرانی شده است که در حالی که با تمامی مظاهر خوشی و شادی در جامعه ایرانی به مبارزه بر میخیزند مردم را به صورت مصنوعی با این جار و جنجالها سرگرم نمایند به همین دلیل است که سعی در قبضه صد در صدی این عرصه برای خویش می نمایند، وگرنه در صورت ارائه بی چشم داشت امکانات به متولیان مردمی ورزش کشور می توان بسیاری از رشته های مغفول مانده ورزشی را نیز در ایران راه اندازی کرد چه بسا بسیار فراتر از فوتبال برای ایران افتخار آفرینی کنند و از آن بالاتر اسباب تفریحات هیجان آنگیز و ارضا کننده جوانان را فراهم آوردند.

ملت ایران چشم انتظا تحولی بزرگ در زمینه ورزش کشور است.

+ نوشته شده در  85/12/03ساعت 11:17  توسط شیرویه  | 

اسلام در طول این 14 سده برای ملت ایران چیزی جز بدبختی، از بین بردن عزت، بوجود آوردن اختلاف در بین ایرانیان و از همه اینها بدتر حاکم کردن جو عزاداری در همه لحظات زندگی آنها نداشته است و از این راه با همه شادی های ملت به مبارزه برخاسته است، اما چیزی که باعث شد این نوشته رو به نگارش در بیاورم برنامه های گاه و بیگاه تلویزیون در رابطه با مهریه و مشکلاتی که در پی دارد است. باز هم یکی دیگر از قوانین دست و پا گیر این دین تبدیل به بدعتی در کشور ما گشته و اسباب مشکلات بسیاری را برای ملت ایران فراهم نموده در حالیکه می توان بدون تعصب و از روی بلند نظری حتی این موضوع را از روابط زناشویی حذف نمود و به جای آن در انتهای زندگی تمامی دستاوردهای زمان زناشوی را به صورت مساوی بین زن و شوهر تقسیم نمود و در صورت لزوم به آن زندگی پایان داد.
+ نوشته شده در  85/12/02ساعت 16:55  توسط شیرویه  | 

اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:نظام‏ اقتصادي‏ جمهوری اسلامي‏ ايران‏ بر پايه‏ سه‏ بخش‏ دولتي‏، تعاوني‏ و خصوصي‏ با برنامه‏ ريزي‏ منظم‏ و صحيح‏ استوار است‏. بخش‏ دولتي‏ شامل‏ كليه‏ صنايع بزرگ‏، صنايع مادر، بازرگاني‏ خارجي‏، معادن‏ بزرگ‏، بانكداري‏، بيمه‏، تامين‏ نيرو، سدها و شبكه‏ هاي‏ بزرگ‏ آبرساني‏، راديو و تلويزيون‏، پست‏ و تلگراف‏ و تلفن‏، هواپيمايي‏، كشتيراني‏، راه‏ و راه‏ آهن‏ و مانند اينها است‏ كه‏ به‏ صورت‏ مالكيت‏ عمومي‏ و در اختيار دولت‏ است‏. بخش‏ خصوصي‏ شامل‏ آن‏ قسمت‏ از كشاورزي‏، دامداري‏، صنعت‏، تجارت‏ و خدمات‏ مي‏ شود كه‏ مكمل‏ فعاليتهاي‏ اقتصادي‏ دولتي‏ و تعاوني‏ است‏. مالكيت‏ در اين‏ سه‏ بخش‏ تا جايي‏ كه‏ با اصول‏ ديگر اين‏ فصل‏ مطابق‏ باشد و از محدوده‏ قوانين‏ اسلام‏ خارج‏ نشود و موجب‏ رشد و توسعه‏ اقتصادي‏ كشور گردد و مايه‏ زيان‏ جامعه‏ نشود مورد حمايت‏ قانون‏ جمهوري‏ اسلامي‏ است‏. تفصيل‏ ضوابط و قلمرو و شرايط هر سه‏ بخش‏ را قانون‏ معين‏ مي‏ كند.

همانطور که در بالا مشاهده می شود تمامی صنایع بزرگ، بانکداری و بیمه و ... به عنوان بخش دولتی معرفی گردیده است اما از حدود یکسال پیش رهبر جمهوری اسلامی طی بخش نامه ای دولت را موظف به خصوصی سازی در بسیاری از این امور نموده است و دستور به کوچک سازی سریع دولت داده است، خصوصی سازی امری بسیار ممدوح و قابل ستایش است به ویژه از طریق ارائه سهام آنها توسط سازمان بورس اما ابتدائا" و پیش از هر اقدامی باید مشکل نقض قانون اساسی آن را حل نمود تا بدعتی برای آینده نشود و قبح نقض قوانین در کشور شکسته نگردد.

برای این امر بهتر بود ابتدا در رسانه های جمعی شامل روزنامه ها و بخصوص رادیو و تلویزیون با دعوت از کارشناسان، افکار عمومی برای این خصوصی سازی آماده می شد و سپس از طریق رجوع به آرای عمومی اقدام به همه پرسی جهت موافقت با واگذاری سهام این شرکت ها به مردم صورت می گرفت این عمل این حسن را نیز می داشت که بسیاری از مردم در جریان چند و چون خصوصی سازی قرار گرفته و روزنامه ها به عنوان پیگیر مطالبات عمومی پیگیری سیر واگذاری ها و تخلفات احتمالی در این مسیر می شدند اما متاسفانه امروز پس از گذشت بیش از یکسال از این دستور العمل کمتر کسی از کم و کیف واگذاری ها و تحقق چند درصدی آن آگاه است به طوری که حتی باعث گله گذاری آمر این واگذاری نیز شده است اما اگر از طریق رجوع به افکار عمومی این کار صورت می گرفت با پیگیری توسط مردم حتما" چنین مشکلی رخ نمی نمایاند و سرعت انجام امور نیز بیشتر از امروز می بود!   

باشد که از این پس ارزش بیشتری برای افکار عمومی قائل شوند که البته این امر نیز بستگی به چگونگی پیگیری حقوق ملت توسط خودشان دارد.

+ نوشته شده در  85/12/01ساعت 17:29  توسط شیرویه  | 

 
>